روانشناسی زرد اصطلاحی است که برای توصیف مفاهیم و نظریههای رایج روانشناختی در مورد رفتار انسان به کار میرود، که اغلب علم روانشناسی را بیش از حد سادهسازی یا تحریف میکند. روانشناسی زرد، ایدههایی درباره ذهن و اعمال ماست که بسیاری از مردم آن را میدانند. مردم گاهی اوقات آن را «روانشناسی عامه پسند» مینامند. این نوع از روانشناسی از نحوه تفکر و رفتار ما ارتزاق میکند. اغلب این ایدهها بر اساس علم نیستند، چرا که خیلی ساده یا بدیهی هستند و یا به اندازه کافی عمیق نیستند. برخی از روانشناسان آکادمیک میگویند که روانشناسی زرد از پشتوانهی علمی مباحث روانشناختی استفاده نمیکند و صرفاً به موضوعات و معضلات ترند، بُعدی به ظاهر روانشناسانه میدهد. البته برخی دیگر از روانشناسان هم معتقدند که روانشناسی زرد، درک برخی از موضوعات سخت را برای عامه مردم، آسانتر میکند. در این مقاله از مجله سبک زندگی 30nergy روانشناسی زرد را بیشتر باز خواهیم کرد.
روانشناسی زرد و ویژگیهای آن
برخی ویژگیهای روانشناسی زرد را میتوان به این شکل عنوان کرد. روانشناسی زرد به احساسات شخصی بسیار متکی است. این روانشناسی از مد روز و موضوعات ترند سرنخ میگیرد. گاهی اوقات، نظرات و راهکارهای روانشناسی زرد در مورد ایدهها و مشکلات، بدون هیچ علم محکمی که از آنها پشتیبانی کند، اعلام میشود. ضمن اینکه به سبب کمیت بالای ارائه به ویژه در رسانههای اجتماعی، در دسترستر است و برخی از مردم چیزهایی را از روانشناسی زرد باور میکنند که درست نیست.
باورهای غلط رایج در روانشناسی زرد
بسیاری از مردم با تکیه بر روانشناسی زرد، به اشتباه فکر میکنند. روانشناسی زرد معتقد است که افراد چپ مغز، منطقیتر و افراد راست مغز، خلاقتر هستند. در حالی که این از نظر علمی اصلاً درست نیست. مغز به طور کلی کار میکند و همه مردم از هر دو قسمت استفاده میکنند.
همچنین، برخی افراد به پشتوانهی روانشناسی زرد فکر میکنند که افراد مختلف سبکهای یادگیری خاصی دارند. آنها فکر میکنند برخی با دیدن بهتر یاد میگیرند، برخی دیگر با شنیدن یا انجام کارها به صورت دستی؛ اما تحقیقات نشان داده که این نیز کاملاً صحیح نیست. برخی از افسانههای رایج را اگر بیش از حد باور کنیم، ممکن است به ما آسیب بزنند. به عنوان مثال، بسیاری از کتابهای خودیاری میگویند که لبخند زدن میتواند در درون شما احساس خوشبختی ایجاد کند. اما همیشه در زندگی واقعی اینگونه نیست. ایده اشتباه دیگر این است که افراد مبتلا به مشکلات روانی اغلب خشن یا بی ثبات هستند. این دور از واقعیت است، زیرا بیشتر واکنشها بین افراد بدون توجه به وضعیت روانی آنها بسیار متفاوت است.
بیشتر بخوانید: کوچینگ در روانشناسی، روشهایی با هدف زندگی بهتر
نمونههایی از افسانهها و باورهای غلط روانشناسی زرد
در این بخش برخی از باورهای نادرست را یادآور میشویم:
لبخند زدن راز خوشبختی است!
بسیاری از مردم فکر میکنند که صرفاً لبخند زدن میتواند شما را خوشحال کند. این یک افسانه رایج روانشناسی زرد است که شواهد علمی تاییدش نمیکند. شادی میتواند باعث لبخند زدن شما شود، اما لبخند همیشه منجر به شادی نمیشود. دقیقاً همینجاست که تفاوت اصلی بین روانشناسی بالینی و روانشناسی زرد مشخص میشود.
ژست قدرت، هورمون های اعتماد به نفس را افزایش میدهد!
پوزینگ اصطلاحی است که با روانشناسی زرد مرتبط است. برخی از افراد فکر میکنند ایستادن یا نشستن به شیوهای خاص میتواند احساس درونی آنها را تغییر دهد. آنها معتقدند که این کار باعث میشود با اعتماد به نفس و قابل اتّکا تر دیده شوند. این عمل که اغلب «ژست قدرتی» نامیده میشود در آزمایشهای علمی نیز بررسی شده است. برخی از مطالعات میگویند حالتهای قدرتی ممکن است باعث افزایش تستوسترون در بدن شوند. تستوسترون هم هورمونی است که به ما کمک میکند احساس جسارت و قدرت داشته باشیم. همین تحقیق میگوید افرادی که از ژستهای قدرتی استفاده نمیکنند، ممکن است سطح تستوسترون خود را کاهش دهند. با این حال، هیچ قطعیتی درباره اینکه ژست و حالت هر قدرتی، لزوماً به معنای دستیابی به آن است، وجود ندارد.
شریک متفاوت، مسیری برای پیشرفت!
برخی افراد هم به واسطهی همین روانشناسی زرد فکر میکنند داشتن یک شریک متفاوت برای آنها مسیری رو به پیشرفت و خوشبختی خواهد گشود. اما، این ایده مطابق مطالعات واقعی نیست. در واقع، آزمایشی که در سال 1993 انجام شد و در قالبی به نام «باور سمی» برای نتایج ازدواج ارائه شد، کاملاً این ایدهها را رد کرد و اولین و مهمترین عامل احساس پیشرفت و موفقیت و خوشبختی هر فرد را خود آن فرد دانست. روانشناسی زرد اغلب این باور غلط را به عنوان حقیقت معرفی میکند و باعث میشود مردم اطلاعات اشتباه را باور کنند.
افراد باهوش هنگام طوفان فکری گروهی، خلاقتر هستند!
این یک افسانه رایج در روانشناسی زرد است. اما، این همیشه درست نیست. بسیاری از اوقات افراد در یک گروه احساس فشار میکنند و دلیل عدم ایده پردازی آنها، این فشار است. آنها ممکن است به جای این که فکر کنند، از ایدههای دیگران پیروی کنند. بنابراین، آنها به علت فشار زیاد کمتر ایدههای خلاقانه را به اشتراک میگذارند نه به علت هوش و خلاقیت بیشتر.
تخلیه خشم به غلبه بر آن کمک میکند!
تخلیه خشم جهت غلبه بهتر بر آن، یک باور رایج در روانشناسی زرد است. اما در علم روانشناسی، بیش از چهل سال تحقیقات محققان نشان داده است که ابراز خشم میتواند اوضاع را بدتر کند. سرکوب احساسات و تخلیه هر دو تأثیرات منفی بر سلامت روان ما دارند. به جای تخلیه، پرت کردن حواس خود با فعالیتهای نامرتبط و استفاده از تفکر انتقادی و رویکردهای حل مسئله در مقابله با خشم مؤثرتر است. همچنین درمان بالینی، به عنوان روشی موثر برای غلبه و کنترل خشم است.
شخصیتهای چپ مغز در مقابل شخصیتهای راست مغز!
برخی افراد به پشتوانهی روانشناسی زرد بر این باورند که افراد مختلف، دارای دو شخصیت «چپ مغز» یا «راست مغز» هستند؛ به طوری که افراد خلاق، راست مغز و افراد تحلیلگر، چپ مغز هستند. با این حال، هیچ مدرک علمی برای پشتیبانی از این ایده وجود ندارد. در حالی که بخشهای مختلف مغز عملکردهای خاصی مانند زبان و پردازش بصری را کنترل میکنند، این عملکردها شخصیت ما را تعیین نمیکنند.
بیشتر بدانید: موفقیت در زندگی؛ چگونه به اهدافمان در زندگی برسیم؟
انسانها فقط از ۱۰ درصد مغز خود استفاده میکنند!
این افسانه که انسانها تنها از ۱۰ درصد مغز خود استفاده میکنند، از دهه 1800 وجود داشته است که ابداً علمی نیست و علیرغم تلاشهایی که برای از بین بردن آن انجام شده، این باور غلط، همچنان در فرهنگ عامه رایج است. اسکن مغز نشان داده است که انسانها در واقع از بخش قابل توجهی از مغز خود استفاده میکنند. این تصور غلط در فیلمها، کتابها و حتی سخنرانیهای انگیزشی تداوم بیشتری یافته است.
اهمیت تفکّر انتقادی و شک
وقتی صحبت از روانشناسی زرد میشود، تفکر انتقادی و شک و تردید نقش مهمی ایفا میکند. مهم است که به مفاهیم و نظریههای روانشناختی رایج با ذهنیتی شکاکانه نزدیک شویم، اعتبار آنها را زیر سوال ببریم و به دنبال شواهد علمی برای حمایت یا رد کردن آنها باشیم. تفکر انتقادی به ما امکان میدهد ادعاهای مطرح شده در روانشناسی زرد را تحلیل کنیم، درباره آنها تحقیق کنیم و واقعیت را از داستان جدا کنیم.
مسئولیت جامعه در ترویج اطلاعات دقیق
جامعه، نقش مهمی در ارتقای اطلاعات دقیق و از بین بردن افسانهها و باورهای غلط مرتبط با روانشناسی زرد را دارد. با ظهور رسانههای دیجیتال، انتشار سریع اطلاعات نادرست، آسانتر از همیشه شده است. جامعه باید برای مقابله، ارتقای مهارتهای سواد دیجیتال را در اولویت قرار دهد که به افراد کمک میکند اطلاعات دقیق را از مراجع علمی به دست آورند و اخبار جعلی را تشخیص دهند.
پرسشهای پرتکرار در زمینه روانشناسی زرد
روانشناسی زرد به چه معنا است؟
روانشناسی زرد یا عامه پسند (پاپ) اصطلاحی است که هر ایدئولوژی روانشناختی یا تکنیک عامه پسند دیگری را که از طریق یک کتاب، برنامه تلویزیونی یا پست وبلاگ محبوبیت پیدا کرده است، پوشش میدهد.
شبه روانشناسی چیست؟
تعریف شبه روانشناسی، مطالعه ذهن با استفاده از دادههای مغرضانه یا نادرست است. شبه به معنای جعلی است. نمونهای از شبه روانشناسی، طالع بینی است. شبه روانشناسی بر خلاف روانشناسی است، زیرا شبه روانشناسی مبتنی بر اطلاعات حکایتی است.
۵ نمونه از فرهنگ پاپ چیست؟
رایج ترین اشکال انتشار فرهنگ عامه پسند عبارتند از فیلم، موسیقی، تلویزیون، بازیهای ویدیویی، ورزش، اخبار، سرگرمی، مُد و انواع مختلف فناوری.
برخی از ما ممکن است در مصرف فرهنگ عامه بسیار گزینشگر باشیم، اما اکثریت ما در معرض تاثیر گرفتن از این فضا هستیم.






